به گزارش آهن آنلاین؛ بازار جهانی فولاد در پایان هفته با یک شوک سیاستی تازه مواجه شد؛ مذاکرات آمریکا و کانادا در آخرین ساعات ۲۱ اوت به نتیجه نرسید و امید به کاهش تعرفه فولاد کانادا از ۵۰ به ۲۵ درصد از بین رفت. اهمیت این اتفاق فقط به روابط تجاری دو کشور محدود نیست؛ […]
به گزارش آهن آنلاین؛ بازار جهانی فولاد در پایان هفته با یک شوک سیاستی تازه مواجه شد؛ مذاکرات آمریکا و کانادا در آخرین ساعات ۲۱ اوت به نتیجه نرسید و امید به کاهش تعرفه فولاد کانادا از ۵۰ به ۲۵ درصد از بین رفت. اهمیت این اتفاق فقط به روابط تجاری دو کشور محدود نیست؛ زیرا بازار فولاد آمریکا در شرایطی وارد این مرحله شده که قیمت HRC به محدوده ۱۲۰۰ دلار رسیده و عرضه وارداتی نیز تحت فشار تعرفهای قرار دارد. اکنون سؤال اصلی این است که شکست مذاکرات چه اثری بر شکاف قیمت آمریکا و آسیا، رفتار تولیدکنندگان آسیایی و در نهایت مسیر قیمت ورق سیاه و سایر محصولات فولادی خواهد گذاشت.
آنچه در مذاکرات اخیر اهمیت داشت، صرفاً احتمال یک توافق سیاسی میان واشنگتن و اتاوا نبود؛ بازار فولاد پیشاپیش بخشی از این توافق را در قیمتها لحاظ کرده بود. گزارشهای بازار در ۲۰ اوت نشان میدادند که احتمال کاهش تعرفه فولاد کانادا از ۵۰ به ۲۵ درصد، حتی به افت شدید معاملات آتی HRC آمریکا منجر شده بود؛ بهطوری که قرارداد اکتبر تا ۱۱۷۵ دلار بر شورتتن پایین آمد.
اما این سناریو اکنون منتفی شده است. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، اعلام کرد تغییرات لحظه آخری پیشنهاد آمریکا از نظر اتاوا غیرمنصفانه و غیراقتصادی بوده و مذاکرات را متوقف کرد. در مقابل، تعرفههای ۵۰ درصدی جدید آمریکا بر حدود ۲۰ تا ۲۸ میلیارد دلار از کالاهای کانادایی از ۲۲ اوت اجرایی شد و کانادا نیز از اعمال تعرفههای متقابل «دلار به دلار» خبر داد. بنابراین، پیام اصلی برای فولاد این نیست که یک تعرفه جدید ناگهان بازار را گران کرده؛ بلکه این است که مسیری که میتوانست بخشی از محدودیت عرضه آمریکا را کاهش دهد، فعلاً بسته شده است.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که وضعیت فعلی بازار آمریکا را در نظر بگیریم. شاخص HRC آمریکا در ۱۸ اوت از مرز ۱۲۰۰ دلار بر شورتتن عبور کرده بود؛ سطحی که بنا بر گزارش Argus تنها در چند مقطع تاریخی بازار مشاهده شده است. بهاینترتیب، قیمت ورق سیاه در بازار آمریکا به محدودهای رسیده که فاصله آن با قیمتهای جهانی، دیگر صرفاً یک اختلاف منطقهای نیست و به یک شکاف ساختاری تبدیل شده است.
همزمان، کاهش واردات کانادا به آمریکا فشار عرضه را تشدید کرده؛ صادرات محصولات تخت کانادا به آمریکا از میانگین ۳.۸ میلیون تن در سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ به حدود ۸۱۲ هزار تن در سال ۲۰۲۶ تا این مقطع رسیده است. این اعداد نشان میدهد قیمت بالای آمریکا صرفاً حاصل هیجان تعرفهای نیست. بخشی از آن از محدود شدن عرضه خارجی، تعهدات قراردادی داخلی و اختلالات تولیدی ناشی میشود. بنابراین شکست مذاکرات یک لایه حمایتی دیگر روی بازار ایجاد میکند؛ رقیب وارداتی قدرتمند قرار نیست بهسادگی به بازار آمریکا بازگردد.
همینجا تفاوت مهمی میان بازار آمریکا و آسیا شکل میگیرد. قیمت HRC چین در معاملات اخیر حوالی ۴۸۵ تا ۴۹۰ دلار در هر تن قرار داشته است؛ درحالیکه HRC آمریکا حوالی ۱۲۰۰ دلار معامله میشود. یعنی فاصله قیمتی در محدوده بیش از ۷۰۰ دلار باقی مانده است. این شکاف لزوماً به معنای سقوط قیمت آسیا نیست؛ اما به این معناست که بازار آمریکا همچنان تا حد زیادی از منطق قیمتگذاری جهانی جدا مانده است.
ریسک اصلی برای تولیدکنندگان آسیایی از همین نقطه آغاز میشود. وقتی بازار آمریکا با تعرفه بالا بسته میماند، بخشی از فولادی که میتوانست به آمریکای شمالی برسد، ناچار است مقصد دیگری پیدا کند. این موضوع در شرایط ضعف نسبی تقاضای جهانی میتواند رقابت صادراتی را تشدید کند و فشار بیشتری بر بازارهای آسیایی و اروپایی وارد سازد.
اما یک نکته ظریف وجود دارد: چین الزاماً تنها بازیگر این معادله نیست. تولیدکنندگان هند، کره جنوبی، ژاپن و سایر صادرکنندگان منطقه نیز برای حفظ بازارهای صادراتی با یکدیگر رقابت خواهند کرد. بنابراین شکست مذاکرات میتواند به جای ایجاد یک جهش عمومی در قیمت جهانی فولاد، ابتدا شکاف میان بازارهای منطقهای را بیشتر کند.
برای بازار ایران نیز اهمیت موضوع غیرمستقیم اما قابلتوجه است. هرچه رقابت در بازار صادراتی آسیا شدیدتر شود، امکان فشار بر قیمتهای صادراتی محصولات تخت بیشتر خواهد شد و این موضوع میتواند بر انتظارات تولیدکنندگان داخلی نیز اثر بگذارد. در چنین شرایطی، قیمت آهن آلات الزاماً همجهت با بازار آمریکا حرکت نمیکند؛ بلکه باید مسیر قیمتهای صادراتی آسیا، نرخ ارز و فاصله قیمت داخلی با بازارهای منطقهای همزمان رصد شود. حتی قیمت پروفیل نیز از این جهت میتواند تحتتأثیر قرار گیرد، زیرا تغییرات قیمت ورق به سرعت به هزینه تولید محصولات پاییندستی منتقل میشود.
در سناریوی نخست، تعرفه فولاد کانادا در سطح ۵۰ درصد باقی میماند و مذاکرات نیز در کوتاهمدت احیا نمیشود. در این حالت، عرضه وارداتی آمریکا همچنان محدود میماند و با توجه به HRC نزدیک ۱۲۰۰ دلار، احتمال حفظ سطوح بالای قیمت در بازار آمریکا بیشتر است. تداوم این شرایط میتواند اثر خود را به زنجیره محصولات پاییندستی نیز منتقل کند؛ از قیمت ورق سیاه گرفته تا قیمت پروفیل، زیرا هرگونه افزایش یا تثبیت هزینه ورق، مستقیماً بر بهای تمامشده محصولات مصرفکننده ورق اثر میگذارد. نشانه تأیید این سناریو، ماندگاری قیمتهای نقدی و رشد دوباره قراردادهای آتی HRC پس از شوک اولیه مذاکرات خواهد بود.
سناریوی دوم، بازگشت مذاکرات است؛ اما نه الزاماً به شکل توافق فوری. اگر فشار صنایع مصرفکننده آمریکا افزایش پیدا کند و اختلاف قیمت داخلی با بازار جهانی بیش از این برای مصرفکنندگان غیرقابلتحمل شود، واشنگتن ممکن است دوباره بهسمت کاهش تعرفه فولاد کانادا حرکت کند. در این صورت، اولین واکنش احتمالاً در معاملات آتی HRC آمریکا دیده میشود و سپس فشار روی قیمتهای داخلی ظاهر خواهد شد.
برای فعال بازار، بنابراین مهمترین شاخص در روزهای آینده خودِ عدد تعرفه نیست؛ رفتار فاصله قیمت آمریکا و آسیا و واکنش معاملات آتی HRC است. اگر این شکاف باقی بماند، بازار جهانی فولاد وارد مرحلهای میشود که در آن آمریکا همچنان یک «جزیره قیمتی» باقی میماند و فشار تعدیل قیمت، به جای آمریکا، بیشتر در آسیا و سایر بازارهای صادراتی تخلیه خواهد شد. این همان نقطهای است که میتواند مسیر بعدی قیمت ورق سیاه را تعیین کند.
دیدگاهتان را بنویسید