دوشنبه / ۴ خرداد / ۱۴۰۵
×

آموزش غیرحضوری دانش‌آموزان همچنان ادامه دارد، در این میان کارشناسان معتقدند طراحی آمرانه، تنوعِ آسیب‌زای مدارس، و شکاف میان نظام آموزشی با واقعیت‌های زیسته و روانی دانش‌آموزان، مدرسه را از نهاد تربیت به عرصه‌ای برای رقابت و تعارض تبدیل کرده است.

میانگین سنی سیاست‌گذاران آموزش و پرورش بالای ۶۳ سال است؛ هنوز به آستین کوتاه و مقنعه رنگی معلم گیر می‌دهند/ ۵۰ هزار طلبه بدون آموزش وارد مدرسه شدند
  • کد نوشته: 65927
  • ۴ خرداد
  • 0 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • مظاهر گودرزی: بعد از آموزش غیرحضوری در مدارس حالا نوبت به امتحانات غیرحضوری رسیده است، چند سالی هست که آموزش به‌بهانه‌های مختلف به غیرحضوری شدن عادت کرده، از روزی‌که کرونا شیوع پیدا کرد اپیدمی آموزش غیرحضوری شروع شد؛ آلودگی هوا، ناترازی انرژی، اعتراضات اجتماعی و جنگ، هربار بهانه‌ای شدند که مدارس خالی شود و دانش‌آموزان به آموزش مجازی پناه ببرند؛ حالا حاصل سال‌های دور از مدرسه کاهش مهارت خواندن و نوشتن در برخی دانش‌آموزان است، اما این همه‌ی ماجرا نیست، پرسش اساسی‌تر این است که اگر در این سال‌ها آموزش مجازی نمی‌شد دانش‌آموزان افت تحصیل نداشتند؟

    «قبل از شیوع کرونا رتبه سواد خواندن و نوشتن، و علوم تجربی و ریاضی در پایه چهارم و هشتم دانش‌آموزان ایرانی در آزمون بین‌المللی تیمز، از ۱۵ کشور خاورمیانه که سنجیده شد جایگاه ۱۲ داشت.» این را مرتضی نظری، تحلیل‌گر مسائل آموزش به خبرآنلاین می‌گوید. او معتقد است مدارس چیزی جز «رقابت» و «حسادت» به دانش‌آموزان نداد.

    از طرفی یک جامعه‌ی ملتهب چگونه می‌تواند بر آموزش دانش‌آموزان تمرکز کند، مهرداد ناظری، جامعه‌شناس دراین‌باره به خبرآنلاین می‌گوید: «جامعه ما سرشار از شکاف‌های متعدد است، جامعه‌ای که پر از شکاف هست طبیعی‌ست که تعارض‌های زیادی داشته باشد، این تعارض هم وارد مدرسه می‌شود چراکه مدرسه از جامعه جدا نیست.» او معتقد است دانش‌آموز باید در موقعیت سنجیده شود و انتظار جدا از موقعیت یک دانش‌آموز مسیر اشتباهی نظام آموزش است، به‌عقیده او از دانش‌آموزی که گرفتار جنگ و اخبار آن است چه‌طور می‌توان انتظار یادگیریِ مسائل دیگری داشت؟

    در این‌ گفت‌وگو دلایل کاهش کیفیت یاددهی در مدارس بررسی شد، از تنوع مدارس گرفته تا آموزش معلمان و همچنین نسبت میان دانش‌آموزان، خانواده‌ها با مدارس مورد توجه مهمانان کافه خبر خبرآنلاین قرار گرفت. شما می‌توانید متن کامل گفت‌وگو با مهرداد ناظری و مرتضی نظری را در ادامه بخوانید.

    میانگین سنی سیاست‌گذاران آموزش و پرورش بالای ۶۳ سال است؛ هنوز به آستین کوتاه و مقنعه رنگی معلم گیر می‌دهند/ ۵۰ هزار طلبه بدون آموزش وارد مدرسه شدند
    مرتضی نظری،تحلیل‌گر مسائل آموزش

    دانش‌آموزان متوسطه اول در خواندن و نوشتن مشکل دارند

    *این روزها خیلی درباره بی‌سوادی دانش‌آموزان صحبت می‌شود، به‌طور دقیق از همین اصطلاح بی‌سوادی استفاده می‌کنند، شما تایید می‌کنید؟

    نظری: ما با یک موجی از افت کیفیت آموزشی مواجه هستیم که قدمت دیرینه دارد اما از شیوع ویروس کرونا شدت پیدا کرد. من با تعدادی از مدیران مدارس صحبت کردم، آن‌ها می‌گفتند دانش‌آموزان متوسطه اول (پایه هفتم، هشتم، نهم) که دوره ابتدایی آن‌ها همزمان بوده با شیوع ویروس کرونا در خواندن و نوشتن مشکلات زیادی دارند.

    *بنابراین آموزش غیرحضوری و تعطیلی مدارس در سواد خواندن و نوشتن دانش‌آموزان تاثیر گذاشته.

    نظری: بله، از منظر خواندن و نوشتن افت کردند، در سواد ریاضی و علوم هم براساس ارزیابی تیمز، پلز و لگاتوم که جهانی هستند ما رتبه خوبی نداریم.

    *اجازه بدید همین پرسش را هم از آقای ناظری بپرسیم؛ واکنش شما به این‌که گفته می‌شود دانش‌آموزان بی‌سواد شدند چیست؟

    ناظری: سواد سیر تحول دارد، امروز یونسکو از تنوعی مانند سواد هویتی یا سواد کشاورزی هم به عنوان سواد یاد می‌کند. اما این‌که گفته می‌شود بچه‌های ما بی‌سواد هستند یک حالت تناقض‌گونه دارد، بچه‌ها نسبت به پدر و مادران‌شان باسواد هستند آن‌ها از ابزار رسانه‌ای جدید بهره بیشتری می‌برند و سرعت استفاده بالایی از این ابزارها دارند. از یک منظر هم بی‌سواد تعبیر می‌شوند، سیر تحول سبب شده نسل جدید ویژگی‌های نسل قبل را از دست بدهند، مثلاً قدیمی‌ها خط زیبایی داشتند و متون کلاسیک را می‌فهمیدند، چیزی‌که شاید در این نسل کم باشد، به‌عبارتی نسل جدید تفکر عمیق را تجربه نمی‌کند چراکه زندگی مینیمال (کوچک شده) برهمه چیز حاکم است و این نسل صبر و حوصله نسل قبل را در خواندن و نوشتن ندارد. لذا معتقدم بچه‌های ما هم باسواد هستند، هم بی‌سواد.

    مدرسه چه‌چیزی به بچه‌های ما داد جز رقابت، مسابقه و حسادت؟

    *از سال ۱۳۹۸ که کرونا شیوع پیدا کرد روند آموزش حضوری به‌دلایل مختلف مختل شد، آلودگی هوا، جنگ، ناترازی انرژی، اعتراضات اجتماعی همگی سبب‌ساز برقرای آموزش مجازی شدند، اگر آموزش مجازی نبود ما به وضعیت فعلی نمی‌رسیدیم؟

    نظری: مگر در دورانی‌که مدرسه بود چه داشتیم، مدرسه چه‌چیزی به بچه‌های ما داد جز رقابت، مسابقه و حسادت، دانش‌آموز حتی حاضر نیست یک تست به دوستش یاد بدهد، چون‌که می‌داند اگر دوستش تست یاد بگیرد احتمالاً برابر است با تقویت رقیب در کنکور، بنابراین ما همکاری به دانش‌آموزان یاد نمی‌دهیم. از طرفی شما بررسی کنید رتبه ایران در آموزش قبل از شیوع ویروس کرونا چند بود؟

    *از شما می‌پرسم، رتبه ما چند بود؟

    نظری: حدود ۷۵ در میان ۱۳۰ کشوری که ارزیابی می‌شوند. رتبه سواد خواندن و نوشتن و علوم تجربی و ریاضی در پایه چهارم و هشتم در آزمون بین‌المللی تیمز، از ۱۵ کشور خاورمیانه که سنجیده شدند رتبه ۱۳ یا ۱۲ داشتیم.

    *با توجه به هر دو نگاهی که به سواد داشتیم، حالا انگشت اتهام باید به‌سمت چه‌کسی یا چه‌چیزی نشانه برود؟

    نظری: مجموعه عوامل سهم دارند اما طراحی نظام آموزشی ما آمرانه است، یعنی نگاهی از بالا به پایین دارد، این نگاه کودک را درک نمی‌کنیم. درحالی‌که در دنیای جدید نظام آموزشی مبتنی بر شرایط روحی و رشدی کودک است، اما در کشور ما کودک را از پشت عینک یک فرد بزرگسال می‌بینیم. بنابراین معماری آموزش ما در بنا و برنامه به کودک هیچ ارتباطی ندارد.

    *اگر مصداقی صحبت کنیم، مثلاً کتاب‌های درسی دانش‌آموزان مناسب آن‌ها است؟

    نظری: مهم‌تر از کتاب درسی روش تدریس و ارزشیابی است، دنیای جدید دانش‌آموزا را با نمره سنجش نمی‌کند، هرکسی یک علاقه‌ای دارد و علاقه‌مندی او از نقاشی گرفته تا ریاضی و انشا باید در مدرسه مورد توجه قرار بگیرد. باید مدرسه را به موسیقی آشتی بدهیم.

    میانگین سنی سیاست‌گذاران آموزش و پرورش بالای ۶۳ سال است؛ هنوز به آستین کوتاه و مقنعه رنگی معلم گیر می‌دهند/ ۵۰ هزار طلبه بدون آموزش وارد مدرسه شدند
    مهرداد ناظری، جامعه‌شناس

    باید مدرسه را با فضیلت‌های بنیادی آشتی بدهیم، چیزی که ما درست کردیم شبیه یک هیولا است

    *اما در همین مدارس با مدیری که موسیقی پخش کرده برخورد انضباطی کرده‌اند.

    نظری: درود بر آن مدیری که برای دانش‌آموزان موسیقی پخش کرد، امروز علم روانشناسی و عصب‌شناسی ثابت کرده که حرکات موزون و رقص سبب هماهنگی عصب و عضله می‌شود. باید به دانش‌آموز اجازه بدهیم خودش را نشان بدهد، اما نظام آموزشی ما یکسری سرفصل‌ها انتخاب کرده و می‌گوید موفقیت یعنی درخشش در مواردی که ما می‌گوییم. از بچه‌ها سوال می‌کردم اگر بخواهید میان دروغ و بدحجابی به یکی واکنش نشان دهید کدام را انتخاب می‌کنید؟ آن‌ها سر انتخاب دو ارزش می‌ماندند، حتما پوشش مهم است اما فضیلت بنیادی دینی، انسانی و ایران راستگویی است، ما باید مدرسه را با فضیلت‌های بنیادی آشتی بدهیم، چیزی که ما درست کردیم شبیه یک هیولا است، صحنه‌ای برای زودتر رسیدن است درحالی‌که فضیلت بنیادی بر باهم رسیدن تاکید دارد.

    *خیلی مواقع دانش‌آموزان می‌گویند ما این کتاب را دوست نداریم، انگار نظام فکری دانش‌آموزان با آموزش و پرورش تفاوت دارد، این تفاوت سبب وضعیت کنونی آموزش شده است؟

    ناظری: اساساً در دنیا اثر آموزش و پرورش و خانواده که زمانی دو نهاد تربیت بودند درحال کمرنگ شدن است، براساس تحقیقات بیش از ۷۰ درصد اثرگذاری در ذهن، ادراک و احساسات دانش‌آموزان را رسانه‌ها انجام می‌دهند نه مدرسه و خانواده؛ اگر مدرسه جذابیت ندارد برعکس در شبکه‌های اجتماعی این جذابیت وجود دارد، اگر زبان معلم با زبان دانش‌آموز تفاوت دارد اما بچه‌ها در بازی (game) این هم‌زبانی را پیدا می‌کنند، بنابراین نظام‌های آموزشی در ایران و حتی در دنیا اگر اهداف را براساس دانش‌آموزِ در موقعیت تغییر ندهند به مشکل برمی‌خورند. در جامعه‌شناسی انسان‌ها را باید در موقعیت تحلیل کرد، ایراد نظام آموزشی ما این است که دانش‌آموز را از موقعیت جدا می‌کند و مثلا برای خودش می‌گوید دانش‌آموزِ کوشا یا تنبل چنین و چنان ویژگی‌هایی دارد، همین جنگ که گرفتارش هستیم یک نمونه است، اصولاً در جنگ‌ها کودکی حذف می‌شود و با کودک‌بزرگ‌سالی مواجه می‌شویم، در چنین شرایطی مواجه دانش‌آموز خاص است، او از مدرسه‌ای به‌نام جنگ درس می‌گیرد نه از کلاس درس، بنابراین نمی‌شود انتظار داشت وقتی تعدادی دانش‌آموز در میناب شهید شدند، دانش‌آموزان دیگر در ذهن‌شان این باشد که به نکته‌های دقیق و تکراری معلم مدرسه خودمان گوش بدهم.

    میانگین سنی سیاست‌گذاران آموزش و پرورش بالای ۶۳ سال است؛ هنوز به آستین کوتاه و مقنعه رنگی معلم گیر می‌دهند/ ۵۰ هزار طلبه بدون آموزش وارد مدرسه شدند

    شورای عالی انقلاب فرهنگی با حفظ احترام پدر آموزش و پرورش را درآورده است

    *اما جدا از وضعیت کنونی انگار آموزش و پرورش کاملاً دغدغه‌هایی مستقل از دانش‌آموزان دارد؟

    ناظری: اساساً جامعه ما سرشار از شکاف‌های متعدد است، جامعه‌ای که پر از شکاف هست طبیعی‌ست که تعارض‌های زیادی داشته باشد، این تعارض هم وارد مدرسه می‌شود چراکه مدرسه از جامعه جدا نیست.

    یک سوال اساسی وجود دارد، چرا ما شرایط را طوری ایجاد کردیم که بچه‌ها از مدرسه فراری باشند؟ درحالی‌که کودکان اگر جایی را دوست داشته باشند امکان ندارد که بخواهند آن‌جا را ترک کنند.

    نظری: یک بدبینی میان سیاستگذاران آموزش و پرورش درباره دانش‌آموزان وجود دارد؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی با حفظ احترام پدر آموزش و پرورش را درآورده است. ده‌ها نهاد دیگر در کار آموزش و پرورش دخالت می‌کنند، این‌ها یک بدبینی نسبت به نسل نو دارند، درحالی‌که این بچه‌ها خیلی پاک هستند و خدا را خوب می‌شناسند اما با جهان‌بینی خودشان؛ در اتفاقات تلخ سال ۱۴۰۱ با نگاه بدبینانه با مدرسه رفتار شد درحالی‌که اگر اجازه نفس کشیدن به بچه‌ها بدهیم آن‌ها می‌توانند تشخیص بدهند چه‌کسی دشمن ایران است.

    ناظری: ما تحقیقی درباره نسل دهه شصت، هفتاد و هشتاد در شهر تهران انجام دادیم، با حدود ۵۰۰ نفر از جاهای مختلف تهران مصاحبه انجام دادیم، بالای ۹۵ درصد نسل دهه هفتاد و هشتاد گفتند که ما به خدا اعتقاد داریم و خداپرست هستیم اما با روایت‌هایی که الان از دین به ما داده می‌شود مشکل داریم، بنابراین کسی‌که معارف درس می‌دهد خیلی مهم هست که با بچه‌ها چگونه رفتار کند.

    نظری: امروز میانگین سنی سیاست‌گذاران آموزش و پرورش بالای ۶۳ سال است، درحالی‌که این گروه برای بچه‌های تا ۱۷ سال برنامه‌ریزی می‌کنند، شک داریم این‌ها بتوانند با اپلیکیشن‌های گوشی ارتباط برقرار کنند، هیچ ایرادی ندارد برای این‌که برای نسل قبل هستند، درحالی‌که مولا علی (ع) می‌فرمایند فرزندان خود را به زمان خودشان تربیت کنید نه به زمان خودتان، مدل معماری آموزشی که برای دانش‌آموزان تجویز می‌کنند کاملاً برای ۴۰ سال قبل است، دقیقاً با ۳۰ سال تاخیر برنامه‌ریزی می‌کنند، درچنین وضعیتی مشخص است دانش‌آموز با شما ارتباط برقرار نمی‌کند.

    ۵۰ هزار طلبه بدون سپری کردن آموزش‌های تخصصی وارد مدرسه شدند

    *درخصوص گزینش معلم‌ها چه‌طور، خیلی‌ها معتقدند شرایط فعلی آموزشِ دانش‌آموزان به تدریس نامطلوب آن‌ها برمی‌گردد؟

    نظری: در کار تخصصی آموزش و پرورش دست بردند، تا قبل از جنگ ۵۰ هزار طلبه بدون سپری کردن آموزش‌های تخصصی و دوره‌های دانشگاه فرهنگیان برای معلمی وارد مدرسه شدند. البته ما در آموزش و پرورش طلبه‌ای داریم که معلم عربی هست و بچه‌ها دوستش دارند، برای این‌که بلد هست با دانش‌آموزان کار کند، چراکه دوره‌های تخصصی مانند روانشناسی کودک، شیوه برقرری ارتباط با کودکان را سپری کرده است. مگر درهای وزرت بهداشت باز شده که من به عنوان یک معلم بروم پزشک شوم، یا تا حالا شنیده‌اید که وزارت بهداشت بگوید طلبه‌ها و معلم‌ها بروند پرستار شوند؟ معلم شدن نباید آسان باشد به‌ویؤه برای مقطع ابتدایی، در کشورهای اسکاندیناوی معلم شدن اصلاً آسان نیست.

    *مبنای گزینش‌ها چیست؟

    نظری: اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا به آموزش و پرورش بیاید، گزینش‌ها همان سخت‌گیری‌های بی‌ربط و غیرتخصصی را دارد. تاکید کنم برای استخدام معلم باید سلامت اخلاقی و روانی مهم باشد، چراکه قرار است امانت‌های مردم به دست معلم سپرده شوند.

    *یک‌بار آقای بطحایی گفتند فردی را به‌دلیل داشتن گربه در گزینش رد کردند

    نظری: این نسل به‌شدت به‌حیوانات علاقه‌مند است، من نمی‌دانم دوست داشتن حیوانات چه ایرادی دارد؟ مثلاً در گزینش می‌پرسند نام وزیر اقتصاد چیست؟ آقا به من چه ارتباط دارد وزیر اقتصاد کیست، چرا این سوال‌ها را از دانشجو معلم‌ها می‌پرسند.

    ما در تربیت معلم با جداسازی‌ها مواجه هستیم، مثلاً در دانشگاه فرهنگیان دختر و پسر جدا از هم درس می‌خوانند، تمام دانشگاه‌های کشور تفکیک جنسیتی را برداشتند، این معلم‌ها فردا روزی چه‌طور می‌خواهند با والدین دانش‌آموز برای درس بچه‌ها  ارتباط برقرار کند.

    یکسری سختگیری‌هایی که نه به دین ما، نه به فرهنگ ما ربط دارد را بردارند، هنوز به آستین کوتاه پوشیدن یک معلم، یا در بعضی شهرها به مقنعه رنگی معلم ایراد می‌گیرند. توصیه بوستان، گلستان، اخلاق و توصیه‌های مذهبی این است که وقتی با کودک سروکار داری باید با او همنوا باشی.

    اگر امروز خانواده‌ها گرفتار یک شکاف ارزشی با مدرسه شدند و مستقیم می‌گویند اصلاً نمی‌خواهیم این موارد را به بچه ما آموزش بدهید تقصیر خانواده و بچه‌ها نیست، ما در آموزش و پرورش الگوی مناسبی ارائه نکردیم و آن‌ها را نادیده گرفتیم.

    میانگین سنی سیاست‌گذاران آموزش و پرورش بالای ۶۳ سال است؛ هنوز به آستین کوتاه و مقنعه رنگی معلم گیر می‌دهند/ ۵۰ هزار طلبه بدون آموزش وارد مدرسه شدند

    در نظام آموزش و پذیرش ما همه باید مثل هم فکر کنند

    *در چنین موقعیتی خانواده‌ها چه‌کاری می‌توانند انجام دهند؟

    ناظری: البته حتی برخی تفکر و خصوصیت خانواده‌ها هم برای دوران گذشته است و همین مسئله می‌تواند برای دانش‌آموزان مشکل ایجاد کند، هنوز هم خانواده‌هایی داریم که گمان می‌کنند فرزندشان حتما باید پزشک شود. معیارها براساس درآمدزایی هست و برخی خانواده‌ها چنین مسیری را برای فرزندان خودشان انتخاب می‌کنند بدون توجه به نیاز آن‌ها.

    *ما مدرسه‌ای مواجه هستیم که معتقد است ایده من ایده برتری است، تکلیف خانواده با این نوع مدرسه چیست؟

    ناظری: متاسفانه سیستم آموزشی ما دانش‌محور است تا خردمحور، نظام آموزش و پرورش در کشور ما با تفکر همگرا گره خورده است و تفکر واگرا را نمی‌پذیرد، گویا همه باید مثل هم فکر کنند؛ تا زمانی‌که در سطح مدرسه و خانواده تفکر واگرا شکل نگیرد اهداف اصلی آموزش محقق نمی‌شود، اگر تفکر واگرا بپذیریم هر انسانی در خلقت موجودی منحصر به فرد هست باید راه تعلیم و تربیت آن فرد را پیدا کنیم نه این‌که همه شبیه یکدیگر شوند.

    *ما امروز با تنوع مدرسه مواجه هستیم؟

    نظری: اجازه بدید آمار تنوع مدارس را به شما بگویم؛ سازمان دانشگاه آزاد اسلامی ۸۰۰ مدرسه به‌نام سما دارد که ۷۰ مدرسه آن در تهران است. بنیاد شهید ۱۴۰۰ مدرسه به‌نام مدارس شاهد دارد که تعداد کمی فرزندان شاهد و ایثارگران در آن هستند کاملاً آزاد ثبت‌نام می‌شود. ۸۰۰ مدرسه سمپاد (سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان) در کشور داریم. سازمان محترم تبلیغات اسلامی ۷۰۰ مدرسه در کشور به‌نام مدارس صدرا دارد. مدارس سراج، ریحانه، مدارس جامعه تعلیمات اسلامی، مدارس وابسته به دانشگاه امام صادق، راهیان کوثر، همگی مدارسی هستند که در کشور شعب دارند، دانش‌آموزان این مدارس همگی بچه‌های ما هستند آن‌ها را از یکدیگر جدا نکنید، اجازه بدهید وارد آموزش‌وپرورش شوند، سیاست جداسازی دانش‌آموزان قبل از این‌که به نفع هرکس باشد به ضرر این بچه‌ها است، آن‌ها تا کی در محیط ایزوله شما باشند، نوجوانی و جوانی را از این بچه‌ها می‌گیرید، این‌ها از درک تفاوت‌ها محروم می‌شوند.

    اعتراض می‌کنند مدارس دولتی بی‌کیفیت است، برای این‌که بهترین معلم‌ها را بردید در مدارس هیات امنایی، شاهد، سمپاد و بقیه، بعد ادعا دارند ما مدارس دولتی هستیم، خیر، شما مدارس دولتی اصل ۳۰ قانون اساسی نیستید (اصل ۳۰ قانون اساسی: دولت‏ موظف‏ است‏ وسایل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رایگان‏ را برای‏ همه‏ ملت‏ تا پایان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسایل‏ تحصیلات‏ عالی‏ را تا سر حد خودکفایی‏ کشور به‏ طور رایگان‏ گسترش‏ دهد.)، تداوم بساط جداسازی مدرس هم ضد قانون است، هم ضد عدالت، آموزه‌های روانشناسی و ضد دانش‌آموزان است.

    میانگین سنی سیاست‌گذاران آموزش و پرورش بالای ۶۳ سال است؛ هنوز به آستین کوتاه و مقنعه رنگی معلم گیر می‌دهند/ ۵۰ هزار طلبه بدون آموزش وارد مدرسه شدند

    چند سالی هست با پدیده قرض دادن، جور کردن و جوش دادن دانش‌آموز از یک مدرسه به مدرسه دیگر مواجه هستیم

    *با تکیه به اصل ۳۰ ما امروز چیزی به‌نام آموزش رایگان داریم؟

    نظری: خیر نداریم، البته مدیر مدرسه باید پول داشته باشد که از والدین کمک مالی نگیرد؛ اول مهر که می‌شود از وزیر تا صداوسیما شروع می‌کنند به گفتن این جمله که اگر شهریه گرفته شود خلاف قانون است، خب شما سرانه مدارس را زیاد کنید بعد نظارت هم کنید که مدیر از والدین پول نگیرد.

    ناظری: الان طوری شده که اگر شما بخواهید فرزندت را در مدرسه دولتی ثبت نام کنی نمی‌توانی، برای اینکه آنقدر نسبت دانش‌آموز در یک منطقه به مدرسه بالا هست که امکان ثبت نام برای همه وجود ندارد، شما خود به خود از انتخاب مدرسه دولتی فاصله می‌گیرید و به مدرسه غیرانتفاعی می‌رسید.

    نظری: تحت تاثیر تنوع مدارس، مدرسه‌های دولتی ضعیف شدند، از طرفی سبب شده برای برخی مدیران آموزش و پرورش مناطق و برخی مدارس خاص تعارض منافع ایجاد شود، به‌ویژه در مدارس غیردولتی؛ انتظار دارم بازرسی آموزش و پرورش دست از انفعال بردارد، همان‌طورکه بعضی بیمارستان‌های خصوصی با برخی اورژانس‌ها بهم مریض قرض می‌دهند، چند سال هست که در آموزش و پرورش با پدیده قرض دادن، جور کردن و جوش دادن دانش‌آموز از یک مدرسه به مدرسه دیگر مواجه هستیم، به‌خصوص از پایان یک مقطع به مقطع دیگر، بعضی از مدیران آموزش و پرورش را بازاریاب کردیم، به دست خودمان بدنه اداری آموزش و پرورش را درگیر معامله‌گری کردیم، دارند برای جور کردن دانش‌آموز پورسانت می‌گیرند، این فضا دارد اپیدمی می‌شود. من به پاکی و سلامت آموزش و پرورش ایمان دارم اما این جریان دلال معابانه که راه افتاده باید برچیده شود. قانون تعارض منافع باید اجرا شود، یعنی هرکسی که در آموزش و پرورش سمت مدیریتی از منطقه به بالا دارد نباید برخی مجوزها را {مانند مدرسه‌داری} داشته باشد. شورای عالی انقلاب فرهنگی باید ورود کند، آموزش و پرورش بنگاه‌داری نیست، امروز شبکه‌ای از خانواده‌های سیاسی هستند که مدارس زنجیره‌ای دارند، مگر آموزش و پرورش دکان درآمد زایی است؟ این لاکچری‌بازی‌ها و کارهای اقتصادی اصلاً شبیه آموزش نیست.

    ایرانی که می‌تواند روی دنیا اثر بگذارد روی مافیای کنکور نتوانسته اثر بگذارد؟ هرکسی از هرجایی می‌تواند بیاید مدرسه بسازد، دست‌تان درد نکند، ما با مدرسه‌سازی مشکل نداریم، ولی قرار نیست کسی را سیاه کنیم، برخی دارند مدرسه می‌سازند برای فرار مالیاتی، بماند که پشت پوشش خیرین مدرسه‌ساز چه داستان‌هایی وجود دارد.

    میانگین سنی سیاست‌گذاران آموزش و پرورش بالای ۶۳ سال است؛ هنوز به آستین کوتاه و مقنعه رنگی معلم گیر می‌دهند/ ۵۰ هزار طلبه بدون آموزش وارد مدرسه شدند

    *آن‌جا هم بحث فرار مالیاتی مطرح است؟

    نظری: صد درصد، این قصه پر از غصه است؛ باید جریانی که بر اصالت تربیت اثر می‌گذارد متوقف شود، ما بچه‌ها را مدرسه می‌فرستیم که اصول یک رابطه درست با یکدیگر را یاد بگیرند، خودشان را بشناسند، اما تبدیل به بنگاهی برای درآمدسازی شده است.

    ناظری: دانش‌آموزانی که در مدارس سمپاد درس می‌خوانند گمان می‌کنند نخبه هستند، درحالی‌که مفهوم نخبه تغییر کرده، کسی‌که صرفاً در ریاضی و فیزیک بتواند نمره خوبی بگیرد الزاماً نخبه نیست، نخبه باید بتواند مهارت زندگی و خودشناسی بلد باشد و بتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. خود این مدارس سبب می‌شوند وقتی دانش‌آموزشان در زندگی با یک عدم توفیق مواجه می‌شوند با بحران‌های روحی و روانی روبه‌رو ‌شوند. من دوره‌ای به مدارس سمپاد نزدیک شدم و توانستم با مدیران بالادستی این مدارس نزدیک شوم تا یکسری دیدگاه‌ها را آن‌جا مطرح کنم، آمار ندارم اما می‌دانم در این مدارس آمار خودکشی وجود دارد و از دخانیات، مواد مخدر، قرص‌های روانگردان مصرف می‌شود، من وقتی به این مدارس نزدیک شدم آن‌ها خودشان هم تایید کردند و گفتند چنین چیزی هست. بنابراین وقتی مبنای ما صرفاً آموزش، تست زنی و قبول شدن در دانشگاه باشد دقیقاً ضد علم و ضد آموزش است. چیزی که من از مدارس سمپاد می‌بینم یک جداسازی ناهمگون و ضدعدالت است؛ این جداسازی در گام اول به خود دانش‌اموزان سمپادی آسیب می‌زند و بعد به خانواده و جامعه.

    ۲۳۳۲۳۳

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *